♥☻♥ملوووس♥☻♥
روی قلبی نوشته بودن شکستنی است مواظب باشید... ولی من روی قلبم نوشتم شکسته است , راحت باشید...
عزیزم ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر ازمن می فهمی! اگر می گویمباید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند”داماد سر است!” و تو اعتماد به نفست هی بالاتربرود! اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم! اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود رادر خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنندو هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد! اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظرشب عروسیمان بوده ای! اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی،فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید… اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلممیخواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا “به هرکجاکه روی آسمان همین رنگاست”؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم،پس چه کسی کمکم کند؟! اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی! و بالاخره… اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطراین است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است ووووووووووویییییییییییی این چقد شبیه منه!!!!!!! دل خوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم خدا همین جاست کجا میرویم حج خدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل غمناک نیست دین که به تسبیح و سر و ریش نیست هر کی که علی گفت که درویش نیست صبح به صبح در پی مکر و فریب شب همه شب گریه وامن یجیب... حالم خیلی داغونه.... حال و حوصله ی هیچی رو ندارم از این دنیای بی معرفت بدم میاد... ازتون میخام برای مامانم دعاکنین تا زودتر حالش خوب بشه شبا از گریه تا صب بیدارم همش گریه میکنم دلم براش تنگ شده خدا کنه زودتر خوب بشه مامانم دیابت داره... قلبش ناراحته الان تو سی سی یو . به دعاهاتون خیلی محتاجم دعا کنید زوتر خوب بشه من دارم دق میکنم یا امام رضا تو غریبی یا من ؟!!! ای خدا آنقدر چیزها اتفاق می افتد که نمی دانم از کدامشان شروع کنم. احساس می کنم در فیلمی بازی می کنم با حرکت تند. احساس می کنم زمان به سرعت می گذرد. شاید برای این است که روزها کوتاه و کوتاهتر می شوند. گویی از کنار لحظه ها می گذرم این روزها بدون اینکه آنها را زندگی کرده باشم. انسانی هستم سرما خورده با خوشمزه ترین غذا که در دهانش عاری از هر گونه مزه و طعمی است. همه چیز در ذهنم معلق است. در باره همه چیز میتوانم بنویسم و لی نمی دانم چرا همیشه آنقدر طولش می دهم که دیر می شود و موضوع اهمیتش را از دست می دهد. آنوقت نوشتن می شود یک لیوان چای سرد که دیگر میل نوشیدنش را ندارم. حالت آدمی را پیدا می کنم که دیر سر قرارش رسیده باشد. فرق تو با نسیم اینه که نسیم نفس آسمونه اما تو نفس منی . . . ترک ما کردی ولی با هرکه هستی یار باش / این رفیقان نارفیقند ، گفتمت هوشیار باش . . . . . . خدایت یار تا آن دم که از هستی نشان باشد دعایت میکنم سهمت همیشه آسمان باشد . . . . . . باران و تگرگ را به چشمم دیدم / افتادن برگ را به چشمم دیدم در واهمه ی نبودن و بودن تو / من سختی مرگ را به چشمم دیدم . . . . . . برات مسیج میدم با عطر زیتون ! جوابش را بده خوشکل شیطون ! . . . هر چى زنگ میزنم به گوشیت یه صدایى میگه : مشترکى که به یادشى تو رو فراموش کرده! راست میگه؟ . . . دلم دریا به دریا از تماشای تو می گیرد / دلم دریاست اما از تماشای تو می گیرد تو تنها با تماشای خود از آیینه خشنودی / دل آیینه اما از تماشای تو می گیرد . . . . . . خدایا در فراغ دوست بگیر از من دنیا را / اگر بی عشق او باشم نبینم صبح فردا را . . . . . . اگر عشقت مرا باور نمی کرد / دلم عمری به پایت سر نمی کرد چه می شد عاقبت پروانه ها را / غرور شمع خاکستر نمی کرد . . . . . . همین روزا دستگیرت میکنن میبرنت زندان هنوز عامل اصلی جنایت معلوم نشده اما اثر انگشتت رو قلب شکستمه ! . . . سلام سلامی خالصانه ، ارادتی مخلصانه ، بوسه های جانانه بر لبانی مستانه ، به طور مخفیانه ، خیلی خیلی مهربانه پذیراباش از منِ دیوانه ! . . . شبی رو به عرش کبریا کردم خودم را از غم دنیا رها کردم ”نداآمد بگو آنچه نیاز توست” برایت بهترینها را دعا کردم . . . . . . ازعذاب بی توبودن درسکوت خود خرابم / دوری ازصورت ماهت هرنفس میده عذابم . . . . . . سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ، که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگرچه از مه و مهر ، نهادم آیینه ها در مقابل رخ دوست . . . . . . کبوتر نباش که تو دل آسمان پرواز کنی ، آسمان باش تا کبوتری در دلت پرواز کند . . . . . . همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد . . . یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید:آیا می توانید راهی غیر تکراری برای بیان عشق،بیان کنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با “بخشیدن “عشقشان را معنا می کنند.برخی “دادن گل و هدیه” و “حرف های دلنشین”را راه بیان عشق عنوان کردند.شماری دیگر هم گفتند “با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی “را راه بیان عشق می دانند. در آن بین پسری برخاست و پیش از اینکه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،داستان کوتاهی تعریف کرد:یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات کوچکترین حرکتی نداشتند.ببر،آرام به طرف آنان حرکت کرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند. داستان که به اینجا رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟ بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد:نه!آخرین حرف مرد این بود که”عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.” قطره های بلورین اشک،صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد یا فرار می کند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناک ،با فداکردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود. خر کيف يعني سر کلاس کارداني نشسته باشي، دونفر از جلوي در کلاس رد بشن و بگن :" نه اينجا نيست... اينا بچه هاي کارشناسي ارشدن "• خر کيف يعني کلاستو دو در کني و همون روز استاد حضورغياب نکنه! خر كبف يعني اينكه يه لپ تاپ مي گيري دستت اما 2 قرون سواد نداري بهت بگن آقاي مهندس!• خر کيف يعني راننده تاکسي باشي و دانشجوي پزشکي رو سوار کني اونوقت وقتي مي خواد پياده شه بر حسب عادت به محيط دانشگاه بگه: مرسي آقاي دکتر! خر کيف يعني زنگ موبايلت حسابي جلب توجه کنه! خر کيف يعني کسب بالاترين نمره ميان ترم فقط از راه تقلب و امدادهاي غيبي! خر کيف يعني فکر کني کارتت تموم شده ولي در کمال نااميدي کانکت شي و ساعتها تو اينترنت بچرخي! خر کيف يعني بابات قبض موبايلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اينقدر رقمش نجومي شده! خر کيف يعني استادت بگه نگران نباش! نمي افتي! خر کيف يعني با دوستات بري تريا، دوست اصفهانيت حساب کنه! خر کيف يعني توي يک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه! خر کيف يعني دانشجو نباشي ولي از سايت دانشگاه، مفتکي استفاده کني! خر کيف يعني پشت چراغ قرمز از ماشين بغلي يه چيزي پرت شه تو ماشينت (مثل شماره تلفن و يا حتي گوشي طرف!) خر کيف يعني تو دانشگاه همراه دوستت داري ميري ولي پسر همکلاسيت فقط به تو سلام ميکنه! خر کيف يعني يه جا با يه نفر همصحبت شي و رمانتيک بگه: "از قيافه تون معلومه که خر کيف يعني توي مهموني باشي و يکي از خانوماي باکلاس و کار درست فاميل صدات کنه: خوشگل خانوم! خر کيف يعني يک منشي با مدير عامل شرکت ازدواج کنه! خر کيف يعني بين کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به يک آدم اهل رو درواسي بچسبوني و بري باهاش ناهار بخوري! خر کيف يعني موقع امتحان عملي استاد بره بيرون از کلاس و در رو هم ببنده! خر کيف يعني هيچي نخونده باشي و همه رو از رو دست بغليت بنويسي بعد نمره ت از اون بيشتر شه! خر کيف يعني استاد يک سوال قلمبه بپرسه هيچکش جز تو نتونه جواب بده! خر کيف يعني وقتي مهموناي شهرستانيتون مي رن بچه شون قشنگترين عروسکشو جا بذاره!
![]()
















دانشجويين!"
| Design By : Night Melody |














.jpg)
.jpg)
